بي هيچ مقدمه اي سراغ پست دوم از سري پست هاي « كاراكترهاي محبوب يا چگونه آموختم كه از مشغله ي زندگي نهراسم و سينما را دوست بدارم ؟ » مي روم . فقط اين نكته را در نظر داشته باشيد كه شخصيت اوّل اين ليست ، بعد از كاراكتر انتهايي ليست پيشين قرار نمي گيرد . بلكه اين ليست نيز ، فهرستي جدا از كاراكتر هاي محبوب است و كاراكتر هاي اين ليست ، نسبت به شخصيت پست هاي قبلي و بعدي اين سري ، هيچ تقدّم يا تاخري ندارند .
1
شخصيت : Don Vito Corleone
بازيگر : Marlon Brando
فيلم : The Godfather
- بوناسرا ... بوناسرا ... من در حق تو چه بدي كردم كه به من اين قدر بي احترامي مي كني ؟ تو من رو حتّي پدرخوانده هم صدا نمي كني . اون وقت روز عروسي دخترم اومدي به خونه ي من و در ازاي پول از من تقاضاي قتل مي كني .
- دوستم باشيد ... پدرخوانده .
و بعد بوناسرا ، دست دون ويتو كورلئونه را با احترام تمام مي بوسد . همين چند ديالوگ كوتاه اوليه ي فيلم ، و حركات بوناسرا و ديالوگ هايي كه چند لحظه ي بعد از دهان ويتو كورلئونه بيرون مي آيد ، همگي از قدرت ، محبوبيت و تدبير او حكايت مي كند . آن چه براي دون ويتو كورلئونه كه به تعبير دوستان گانگسترش ، سياستمداران برايش مانند پول خورد هستند ، مهم است يك چيز است : خانواده . ويتو حاضر است هر كاري به خاطر حفظ خانواده اش بكند . حاضر است از چند ميليون دلار سود خالص ، خون خودش و خون پسر بزرگش بگذرد ، فقط به خاطر حفظ خانواده . ويتو سرشار از تجربه ، زمان شناسي و عشق است . تجربه هايي بي نظير كه در زندگي كسب كرده ، زمان شناسي درستي كه در كارش مفيدند و عشقي كه مركز ثقل خانواده است . عشقي كه تمام خانواده را با تمام تفاوت هاي اخلاقي و رفتاري دور هم جمع مي كند و در نهايت رضايت همه را جلب مي نمايد .
دون ويتو كورلئونه كسي است كه عليرغم هر آنچه دور و اطرافش است ، لبريز از متانت است و اين متانت همه ي جهان ويتو را ساخته . متانتي توأم با تجربه ، وقت شناسي و عشق . و عشق . و عشق . براي خانواده ... خانواده ... خانواده .

2
شخصيت : Vito Corleone
بازيگر : Robert De Niro
فيلم : The Godfather II
ويتو آندوليني كودكي است كه بعد ها ، در سن نه سالگي مي شود ويتو كورلئونه و چند سالي بعد از آن تبديل مي شود به دون ويتو كورلئونه . مي بينيد ، ويتو مرد آينده است . مردي جلوتر از زمان خودش . مردي كه وقتي تحت فشار قرار مي گيرد و حرف زور مي شنود ، مسئله را حل مي كند ، نه اينكه مثل بقيه به حكم ظالم گردن بنهد . او اسلحه اش را بر مي دارد و زور گو را مي كشد . بنگ . بنگ . بنگ . و به همين راحتي مسئله توسط ويتو حل مي شود !
شايد او خشن ، دزد و بي رحم به نظر برسد . امّا هنوز شرافتش را از ياد نبرده . نمي تواند هديه ي صاحب كارش را كه تفاوتي با صدقه ندارد را قبول كند و هر كاري مي كند تا آنان كه به منزلش آمده اند راضي باشند . ويتو كورلئونه خانواده دوست است و با نگراني تمام به فرزند بيمارش مي نگرد ، دستي از روي عشق و مهرباني بر سر فرزندش مي كشد و انتقام پدر ، مادر و برادرش را از يك زورگوي ديگر مي گيرد . اين بار با چاقو !

3
شخصيت : Don Michael Corleone
بازيگر : Al Pacino
فيلم : The Godfather II / The Godfather III
- دون كورلئونه ...
و لحظه اي بعد پيتر كلمنزا ، بر دست مايكل بوسه مي زند . آل نري به طرف در مي آيد . در را مي بندد و ما همراه كي آدامز پشت در مي مانيم . اين است حكومت مايكل فرانسيس ريتزي ، اين است قلمروي دون مايكل كورلئونه . حكومتي كه خانواده اش در آن نقشي ندارند و قلمرويي كه گلوله در آن حرف اوّل را مي زند . قلمرويي كه مخالفان يا با گلوله پاسخ مي گيرند و يا رگ خودشان را در وان مي زنند . قلمرويي كه پيش از اين در دست امپراطوري ديگر بود . امپراطوري كه جواب مخالفان را اينطور مي داد : متاسفم آقاي سولاتزو . مايكل وارث سلطنتي است كه تا پيش از آن خانواده اولين ارزش آن بود . امّا مايكل اين ارزش را زير پا مي گذارد . براي ويتو ، خانواده ي رفقايش راهي بود براي گرم نگه داشتن كانون خانواده ي حقيقي . اما مايكل از خانواده ي دوستان و در حقيقت زيردستان ، گاه براي سركوب خانواده ي حقيقي استفاده مي كند . و اين است افول واقعي يك سلطنت .

4
شخصيت : Amélie Poulain
بازيگر : Audrey Tautou
فيلم : Fabuleux destin d'Amélie Poulain Le
الحق كه عنوان فيلم شايسته ي آن است : زندگي عجيب آملي پولن
واقعاً آملي زندگي عجيبي دارد . آملي مرموز . آملي مهربان . آملي كنجكاو . آملي عاشق . آملي غمگين . آملي دوست داشتني . آملي انتقام گير . و آملي سرخوش ، بازيگوش و شاد . آملي همه ي اين ها هست . درباره ي آملي چه مي توان گفت ؟ كسي كه به دنبال پسري مي گردد كه حالا مردي شده ، تا جعبه ي اسباب بازي هايش را پس بدهد . كسي كه از يك سري عكس ، برداشت هاي خرافي مي كند . كسي كه در روياهايش مي بيند كه پيرمردي مبتلا به پوكي استخوان را به هيماليا برده . آملي هم مادر ترزاي عصر جديد است و هم يادواره اي ارزشمند و درخور تمام كودكي هاي يك انسان . آملي همه ي مردم است و هيچكس نيست . همه ي مردم است ، زيرا همه زماني كودك هستند و بازيگوشي هاي آملي را مرتكب مي شوند و هيچكس نيست ، از آن لحاظ كه همه ... متاسفانه ... روزي بزرگ خواهند شد .

5
شخصيت : Colonel Walter E. Kurtz
بازيگر : Marlon Brando
فيلم : Apocalypse Now
يك سرهنگ ياغي و مريض احوال كه از ارتش آمريكا گريخته ، چه چيزي مي تواند داشته باشد تا يك قبيله ي كامبوجي را مريد خود كند ؟ همان سرهنگ ، چه دارد كه مامور قتل خودش را به رهرويي ديگر تبديل مي كند ؟ خونسرد است ؟ خب بله . به شدت خونسرد است . حتي موقع پرت كردن يك سر بريده شده . حتي موقع مواجه شدن با مرگ . خشن است ؟ بسيار زياد . به راحتي دستور قتل پيروان خودش را صادر مي كند . مستقل است ؟ خيلي . يك ياغي در ميان قبيله اي استقلال مي يابد كه حتي حرف همديگر را به زور مي فهمند . انعطاف پذير است ؟ آنقدر منعطف است كه فكر شكستنش را هم نمي توان كرد . در عين حالي كه دستور قتل مي دهد ، قاتل خودش را تحت حمايت قرار مي دهد . پس او چه دارد ؟ حالا كه فكر مي كنم ، مي بينم همين موارد ، همگي با هم باعث جاودانگي كلنل والتر اي . كورتز شده اند .

6
شخصيت : Dr. Hannibal Lecter
بازيگر : Anthony Hopkins
فيلم : The Silence of Lambs / Hannibal / Red Dragon
دكتر هانيبال لكتر واقعاً شايسته ي اسم دكتر است . هم از آناتومي بدن انسان و پزشكي سر رشته دارد ، هم در روانشناسي استاد است و هم تاريخ مي داند . اما اين مرد دانشمند ، خوش پوش و متين يك مشكل بسيار بسيار كوچك دارد . آن مشكل هم اين است كه بنا به دلايلي ريز آدم مي كشد و مي خورد . يك فلوت نواز را به خورد مهمان هايش مي دهد ، تنها به علت اينكه ريتم آهنگ را به هم زده و چند نت ناقابل را خارج زده است .
امّا لكتر با تمام عظمت و نفوذ ناپذيري اش در مقابل يك افسر جوان و تازه كار F.B.I كم مي آورد . لكتر امّا بازنده نيست و كم آوردنش به آن معنا نيست . در واقع در اينجا كم آوردن به اين معناست كه دكتر از خوردن پليس تازه كار مي گذرد .
چه چيز باعث شده اين كاراكتر آدم خوار اين قدر محبوب باشد ؟ متانت و دانش . كه هر كدام در گرو ديگري است . دانش دكتر او را متين ساخته و متانتش بر علمش افزوده است . در واقع سلاح اصلي دكتر هانيبال لكتر همان متانت و دانش هستند و واقعاً كه خطرناكند .

7
شخصيت : Jack Torrance
بازيگر : Jack Nicholson
فيلم : The Shining
« جك دوست داشتني تبر به دست وحشتناك » يكي از بهترين عباراتي است كه مي تواند جك تورنس را توصيف كند . جك كه يك معلم بوده است و در روابط خانوادگي اش گويا دچار مشكلاتي است ، با خانواده به يك هتل مي آيند كه حدوداً 5 ماه تمام خالي است . اين زمان پنج ماهه باعث مي شوند شكاف هاي يك سانتي متري بين جك و وندي ، همسرش ، مترها عمق پيدا كند و دستش كه در ابتدا قلم حمل مي كند ، تبر را در كف گيرد . امّا چه باعث اين مي شود ؟ يقيناً انزواي هتل . اين تنهايي هتل است كه گريبان جك را مي گيرد و « Jack » درونش را بيدار مي كند . اين جك نيست كه تبر در دست مي گيرد ، بلكه همان جكي است كه شخصيت اصلي جمله ي All Work And No Play Makes Jack A Doll Boy مي باشد . نكته ي وحشتناك قضيه در كجا پنهان شده ؟ در آن جا كه كوبريك با يك پلان نشان مي دهد كه ما ، همگي آن Jack را در درونمان داريم . پلان آخر . عكسي به تاريخ 1927 .

8
شخصيت : Marjane 'Marji' Satrapi
بازيگر ( صدا پيشه ) : Chiara Mastroianni / Gabrielle Lopes Benites
فيلم ( انيميشن ) : Persepolis
مرجان ايراني است . شايد اين تنها علتي است مرجان را اين قدر دوست دارم . البته همين علت ، خودش هزاران سبب ديگر را هم به همراه مي آورد . يك فرد ايراني دغدغه هايش ، محيط زندگيش ، تاريخ كشورش ، رفتار هم ميهنانش ، فرهنگ زيستگاهش ، نظام حكومتي اش و چندين و چند مورد ديگرش با من يكسان است . همين هاست كه مرجان را اين قدر واقعي جلوه مي دهد . مرجان را ملموس مي كند و او را باور پذير مي نمايد . همه ي اين علل به كنار ، وقتي دغدغه هايت به مرجان نزديك باشد ، قطعاً او را دوست خواهي داشت .
مرجان يك ايراني است . همانطور كه من هستم . من همان چيزهايي را مي دانم كه مرجان 20 سال پيش به چشم ديد . غصه اش را خورد . و همين است كه مرجان ديگر Marjane با آن لهجه ي فرانسوي نيست . بلكه يك دختر ايراني است . شايد شبيه كسي كه امروز توي خيابان از كنارش گذشتم . شبيه خودم .

9
شخصيت : Truman Capote
بازيگر : Philip Seymour Hoffman
فيلم : Capote
كل فيلم كاپوتي روي يك نقطه متمركز شده است : ترومن كاپوتي . اين نقطه بايد آن قدر قدرتمند باشد و پشتوانه ي عظيمي داشته باشد كه فيلم ضربه نخورد . و گرنه براي فيلمي اين چنين شخصيت محور كه شخصيت اصليش لنگ بزند ، كاري نمي شود كرد جز خواندن فاتحه . اما خوشبختانه ترومن كاپوني آن طور كه بايد و حتي بيش از حد قابل انتظار پرداخت شده . به ريزترين حركات ترومن دقت شده . تا پنهاني ترين زواياي شخصيت او سفر و عميق ترين لايه هايش رو شده .
ترومن را به همين علت دوست دارم . چون با تمام غرابتش ، به طرز مرموزي واقعي است . يك نويسنده ، اگر صداي بسيار نازكي داشته باشد ، در جوامع خصوصي مستحكم ترين قوانين نزاكت را بشكند ، درون گرا باشد ، خوش برخورد نباشد و همجنس باز باشد ، كاملاً دفع كننده است . امّا ترومن ... ترومن دوست داشتني . همه ي حركاتش ، نكات منفيش به امتيازي مثبت مبدل شده اند . و همين است كه ترومن كاپوتي را دوست دارم . اين نويسنده ي ...

10
شخصيت : Eve
بازيگر : Anne Baxter
فيلم : All About Eve
ايو هرينگتون مهربان ، دلسوز ، بي شيله پيله ، كاري ، مسئوليت پذير و فروتن خيلي دوست داشتني است . اين ايو همان دختري است كه پسر مورد علاقه اش ، عشقش ، مرده . كاري ندارد و ديوانه وار شيفته ي تئاتر است . بسيار به صاحب كار خود وفادار است و خيلي كار هايش را برايش مرتب مي كند .
امّا همان ايو هرينگتون اگر جاه طلب ، بي رحم ، خود خواه ، متكبر و فخر فروش شود او را با منتهي درجه ي نفرت خواهيم نگريست . امّا ايو در اين چرخش بين خوبي و بدي ، پاكي و پلشتي ، سفيدي و سياهي يك صفت كسب كرده : به ياد ماندني . و اين چيزي است كه ايو هرينگتون متكبر دارد اما ايو مهربان و خوش قلب ندارد .

11
شخصيت : Hans Beckert
بازيگر : Peter Lorre
فيلم : M
هانس بكرت چاق و خوش قيافه همان قاتلي است كه پليس ، خلافكار ها و مردم به دنبال او هستند . همان قاتلي است كه هشت بچه را كشته است . همان قاتلي است كه براي روزنامه ها نامه مي نويسد و همان قاتلي است كه مجبور است آدم بكشد .
ما نيز مانند ديگر كساني كه خواستار دستگيري هانس هستند تا انتهاي فيلم از او متنفريم . امّا وقتي دفاعيات او را مي شنويم و حالاتي را از او مي بنيم كه احتمال وجود هر دروغي را نفي مي كنند دلمان به حالش مي سوزد .
هانس مجبور است بكشد . هانس گناهي ندارد . هانس توسط كسي كه هميشه او را به بيرون رفتن ترغيب مي كند و با سكوت كامل تعقيبش مي كند ، به قتل مجبور مي شود . اما همانطور كه خودش مي گويد مي تواند آن را درك كند . آن شخص خودش است كه خودش را به كشتن مجبور مي كند .
هانس ... بي گناه ... با گناه ...

12
شخصيت : The Professor
بازيگر : Clive Owen
فيلم : The Bourne Identity
پروفسوري كه در هويت بورن مي بينيم ، واقعاً در كارش يك پروفسور است . يك جاسوس كه عادي ترين كارش كشتن است . جاسوسي بسيار حرفه اي كه از اسلحه ي به خصوص خودش استفاده مي كند . اسلحه اي كه به سرعت باز و به سرعت بسته مي شود . اسلحه اي كه خوش دست است و به خوبي خواسته هاي پروفسور را ، اعم از تك تير و رگبار ، بر آورده مي سازد .
پروفسور به خاطر ظاهر شدن هاي ناگهاني اش به خوبي در ذهن ماندگار مي شود . پروفسور همان اجل معلقي است كه به سياستمدار سياهپوست حتي اجازه ي اتمام حرفش را هم نمي دهد . همان اجل معلقي كه جانش را اجل ديگر مي گيرد .

12+1
شخصيت : Frank Ginsberg
بازيگر : Steve Carell
فيلم : Little Miss Sunshine
دايي فرانك شخصيت جالبي دارد . يك استاد دانشگاه همجنس باز كه خودكشي ناموفقي را پشت سر گذاشته و از كار بي كار شده . عملاً يك شكست خورده . امّا همين دايي فرانك نا اميد و غمگين ، ديگر اعضاي خانواده را دلداري مي دهد و تا جايي كه در توان دارد براي حل مشكلاتشان مي كوشد . و در آخر همين دايي فرانك سرشار از اميد مي شود . سرشار از زندگي . فرانك را دوست دارم به خاطر غمش . به خاطر خودكشي نا موفق اش . به خاطر عشق نا متعارفش . و به خاطر دگرگوني نهايي اش .

مي روم
ايستاده است
زمان
در ساختمان
مي روم
ماسيده است
مكان
در ساختمان زمان
جاري ام
گنديده است
روح مكان
جسم زمان

حرف
حرفش را زد
سرش را زدند

« صف » يا « نزن توي صف آقاي محترم ! »
رم مي كنند، ثانيه هاي وحشي
و مي ميرند لحظات خجل
در صف نانوايي
جلوي نان داغ

پ . ن : قول مي دهم پست بعدي قسمت دوم كاراكتر هاي محبوب باشد . قول مي دهم !
- الو ؟ بله
- سلام
- سلام
- ببخشيد ميشه يك لحظه تشريف بياريد دم در ؟
- من ... بلد نيست ... معذرت ...
- خواهش مي كنم . شما ببخشيد . شب شما خوش .

اپيزود دوم
- سلام مادر جان
- سلام . شما ؟
- من ... هوم ... يه بنده ي خدا ...
- كدوم بنده ي خدا ؟
- نمي شناسيد مادر جان . ميشه يه لحظه بيايد دم در ؟
- من پام درد مي كنه . امرتون ؟
- هيچي ببخشيد .
- همين ؟!
- شما كه پاتون درد مي كنه نمي تونين بياين دم در . ببخشيد كه وقتتون رو گرفتم . معذرت مي خوام . خداحافظ .
- خداحافظ .

اپيزود سوم
- بله ؟!
- سلام خانوم ، ببخشيد ميشه يه لحظه بيايد دم در ؟ ...
- بله ؟
- سلام خانوم ، ببخشيد من گرسنه هستم ، ميشه لطفاً به من غذا بديد ؟
- چند لحظه صبر كنيد .
- آقا ، بفرماييد .
- خيلي متشكرم خانوم . اين مال خودتون نيست ؟ سهم خودتون نيست كه از هيئت گرفتيد ؟ چون ظرفش ...
- نه ، غذاي خونه است . ظرفش مال هيئته ولي غذاش ، مال خونه است .
- مرسي خانوم . بذاريد يه حقيقتي رو به شما بگم . من خونه تنها هستم و غذا ندارم . مرسي كه اين غذا رو به من داديد . حالا راضي هستيد كه من اين غذا رو ببرم ؟
- بله ، خواهش مي كنم .
- بازم متشكرم . خدانگهدار . شبتون به خير .

نتيجه ي اخلاقي ۱ : ايراني جماعت هنوز مهمون نوازه . جواب تست : مثبت
نتيجه ي اخلاقي ۲ : مرسي خانومي كه اسمتون رو هم نمي دونم .
پ . ن : اين عكس آخري هيچ ربطي به مطلب نداره .

merry FUCKING christmas story in 4 episodes
merry your first christmas ( Begining )

merry your Close Christmas of the Third Kind

merry your LOVELY christmas

merry FUCKING christmas ( ending )

نكته : بين اين عكس ها رابطه اي هست . همانطور هم كه در عنوان گفته شده . پس دقت بيشتري به خرج دهيد ، لطفاً !!!
+
some thing else
برف مي آيد
ايستاده ام
سفيد شده ام :
مو هايم
لباسم
همه جا
و همچنان ايستاده ام
تنها ايستاده ام
در برف
و موهايم سفيد شده
در برف
كه ايستاده ام
تنها
موهايم سفيد شده
موهايش سفيد شده ؟
در برف
كه ايستاده است
تنها ؟!

+
suicide
سلام داداشي .
اميدوارم خوب باشي .
هنوز داري به خودكشي فكر مي كني ؟
امروز صلاة ظهر ، منتظر تماسم باش .
تو كه به من زنگ نمي زني !
مي خوام زنگ بزنم يه كمي صحبت كنيم .
دلم براي صدات تنگ شده .
زنگ مي زنم مفصّل حرف مي زنيم .
حرف مي زنيم ... آره ... حرف ... اوهوم ... آره ، حرف مي زنيم ... ح ... ر ... ف ... حرف ... مي دوني ... حرف مي زنيم ... صحبت ...

+
FIGHT club
قانون اول FIGHT club اينه كه نبايد درباره ي اون با كسي صحبت كنيد .
قانون دوم FIGHT club اينه كه نبايد درباره ي اون با كسي صحبت كنيد .
پ . ن : اين مشت آخر تايلر زيادي محكم بود !

+
CINEMA
عكس اول : شما نمي دونيد چرا اين عكس اين قدر اينطوري عجيبه ؟!
خيلي ساده به نظر مي رسه ، ولي عجيبه ! زيادي عجيب ! عجيب و دوست داشتني !

عكس دوم : يه مقدار به اين عكس دقت كنيد . اگه شما هم به اون نكته اي كه من بهش رسيدم ، رسيدين و خنديدين ، حتماً توي كامنتاتون بگين .
