تبليغاتX
A Beautiful Mind


At the right moment, you have to do what no body expects!

فعلاً بسته
امّا
اميدوارم هرچه زودتر سرم خلوت شود و بتوانم برگردم




پي­نوشت1: «قرمز» از آن فيلم­هاست كه پتانسيل «فيلم ِ زندگي» شدن را دارد.

پي­نوشت2: فانوسك ترانه، به ياد تو روشنه
                                 قلبم يكي در ميون...
پي­نوشت3: برگشتنم حتمي است، اگر نميرم!

پي­نوشت4: سقف خونه­ام طلاي ناب

                                    زير پاهام حصير سرد

               تو دست من سيب گلاب

                                    امّــا دلــم پــره ز درد

  مي­خوام ديــگـه رها بشم

                                   سـاده و بي­ريا بشم 


+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 1:32  توسط kz  | 

جنبش وبلاگي حمايت از مير محسن كروبي نژاد

جنبش وبلاگي حمايت از «میر محسن کروبی نژاد»

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 2:40  توسط kz  | 

هفته گانه ي هفته ي آخر فروردين
نگرشي در باب « ... ِ هفته »، يا تنبلي نكنيم  ِ هفته

 اصولاً اگر بخواهم همينطور به تنبلي ادامه بدهم و ننويسم و به همين «... ِ هفته» و « چندگانه هاي بيگانه » و اخيراً به لطف بلاگفا، پست هاي چند موضوعي اكتفا كنم، بايد قيد نوشتن را بزنم! خودم خيلي خيلي خوب مي دانم كه ننوشتن، آفت نوشتن و تنبلي دشمن قلم است، امّا لذتي كه در ننوشتن وجود دارد، در تنبلي و تن پروري پيدا مي شود، در فعاليت نيست. ولي همين نوشتن است كه كليد جاودانگي است! پس اگر مي خواهم نامم بماند، بايد راحتي را بدرود گويم و با آغوش باز پذيراي نوشتن و كار شوم. امّا اين كار بس سخت است ... دعايم كنيد!!!

 

خدا خفه ات نكنه، چقدر ما رو خندوندي  ِ هفته

نيك آهنگ كوثر طنز پردازي بود در داخل كشور كه چند سالي است مقيم كانادا شده. حتماً كاريكاتورهاي سياسي نيك آهنگ را ديده ايد. او در راديو زمانه صفحه اي مخصوص به خود دارد و هر شب برنامه اش با عنوان كلاغستون از اين راديو پخش مي شود. كلاغستون برنامه اي طنز است كه خبر هاي روز را به طنز مي كشد و مخاطب را گاهي بدجوري مي خنداند. بد نديدم پيشنهاد بدهم تا شما هم برويد و بخوانيد و بشنويد و بخنديد!

بخشي از برنامه ي در سنه ماضي اتفاق افتاد - 1 را در ادامه مي خوانيد : با افزایش میزان تعرض مسوولان به خواهران در محیط‌ها آموزشی، از این پس این مراکز به محیط‌های "آمیزشی" تغییر نام خواهند یافت. وزارت آمیزش و پرورش اعلام کرد برادران و مسوولان عزیز دانشگاهی البته بهتر است برای رفع حاجات لازمه به خانه‌های عفاف در بیرون دانشگاه تشریف ببرند تا حواس دانشجویان زیادی پرت نشود. وزارت بهداشت درمان و آمیزش پزشکی(آموزش پزشکی سابق) از کلیه مقامات دانشگاه که قصد تعرض به دانشجویان را دارند تقاضا کرد مسائل بهداشتی را رعایت کنند. این وزارت‌خانه قرار است دستورالعمل تعرض بهداشتی در محیط‌های دانشگاهی را به تمامی مدیران ارسال کند. از خواهران گرامی نیز درخواست می‌شود برای رفع هر گونه سو تفاهم، قبل از رفتن به اتاق مسوولان دانشگاه و غیره، حتما لباس جنگی و کلاه‌خود و سپر و غیره همراه خود داشته باشند!

 

از اين كتابا هنوزم ميشه پيدا كرد  ِ هفته

در هفته اي كه گذشت سه كتاب به دست گرفتم كه بنا به دلايلي هر سه نصفه و نيمه رها شدند. اوّلي «سلوك» از محمود دولت آبادي بود كه چون با نثر و شيوه ي نگارش آن كنار نيامدم، كنارش گذاشتم. دومي «اسپارتاكوس» بود كه پنجاه صفحه ي اوّل آن را هم خواندم ولي به دليل تنبلي و كارهاي پيش آمده، آن هم رها شد و امّا سومين كتاب. كتاب «براي تاريخ» به قلم «عماد الدّين باقي» كه محور آن وزارت اطلاعات و شخص «سعيد حجاريان» است. البته از سومين كتاب هم عجالتاً فقط حدود شصت صفحه خوانده ام، امّا بخش اوّل آن كه مصاحبه اي است با برادر اندكي خشن دهه ي شصت، آقاي حجاريان، اطلاعات جالبي درباره ي «سعيد امامي» و وزارت خانه و نحوه ي تشكيل آن و وزير معروف آن «علي فلاحيان» در خود دارد. حال بايد تا آخر بخوانم و ببينم ديگر چه گفته شده در اين كتابي كه در دست دوم فروشي پيدايش كرده ام.

 

دل من منتظر شما بود  ِ هفته

حنا حنا، خانوم حنا
چه اسمیه اسم شما
ناز آهنگ بهاره
صدای نرم زمزمه
میون بارون و گله
بوی عاشقونه داره
عروسی ستاره ها تو اوج چشمای شما
یه افق منظره داره
برای پرواز دلم رو به حیات عاشقا
چشمتون پنجره داره
حنا خانوم دل من یه جای رويان انگار منتظر شما بود
پشت در انستيتو اون همه بيا و برو
به خاطر شما بود

با اندكي دخل و تصرّف!

به مناسبت به دنيا آمدن حنا خانوم، اوّلين بز شبيه سازي شده ي ايراني در موسسه ي رويان.

 

خدا خيرت بده اخوي عزيز دل  ِ هفته

شنبه ي اين هفته، همين هفته اي كه گذشت، مصادف بود با گرفتن اوّلين خبر درست و حسابي بعد از مدت هاي مديد از برادر ناديده ام! ميليون ميليون بار از تو متشكرم داداشي عزيز كه خبرم كردي! كه برگشتي!

اي داداشي شاد باش و دير زي ...

 

اينم گربه رقصوني جديدشونه، ميگي نه نگاه كن  ِ هفته

هنوز انگ هاي «مفسد في الارض» و «محارب» بودن در ياد و خاطره ي بسياري كسان كه شاهد اعدام هاي گسترده و بي حدّ آيت الله العظمي خلخالي بوده اند زنده است. امّا با گذشت ساليان نه چندان متمادي و حدود سي ساله، گويا حنا ( نه حنا خانومي كه بالا ذكر شد ) ي فساد في الارض و محاربه رنگ خودش را از دست داده، چرا كه اخيراً با اتهام «برانداز نرم» بسيار برخورد مي كنيم.

كنترل و نظارت شديد بر روي اينترنت هم اخيراً شهودي و نيز طبق گفته هاي رسمي تا حد بسيار زيادي افزايش يافته است. شهودي اش را مي توان در موج جديد فيلترينگ ديد كه در داخل صفحه نوشته شده است :

در صورتي که اين سايت به اشتباه فيلتر شده است با پست الکترونيکي

 filter@dci.ir

با درج نام دامنه مورد نظر در موضوع نامه و ارايه توضيحات لازم

مکاتبه فرماييد

و اعلام مقابله ي رسمي را هم مي شود در خبر ها پيگيري كرد كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به براندازان نرم هشدار داده است و گفته « هر شخص حقیقی یا حقوقی به هر طریق نرم و در فضای مجازی، اقدام به گسترش عملیات ضدّ دین، ضدّ فرهنگ و براندازانه کند، این نیرو لحظه ای از او غافل نخواهد بود و به شدت درهم کوبیده خواهد شد.  »

خلاصه اينكه اين «برانداز نرم» تازه مد شده و بايد به آن عادت كرد!

 

بعد از مدّت ها يه فيلم ديدم، شما هم ببينيدش  ِ هفته

فيلم سينمايي The Jacket را بعد از مدتي طولاني فيلم نديدن و پس از يك فيلم به واقع آشغال ( Tomb Rider ) ديدم و همين باعث شد زيادي از آن خوشم بيايد. شايد واقعاً لايق اين همه خوش آمدن باشد، نمي دانم. داستان درباره ي سربازي بود به نام «جك استاركس» كه طي اتفاقاتي به يك آسايشگاه بيماران رواني راه پيدا كرد و آنجا، بر اساس روش نه چندان صحيح دكتري تحت درمان قرار گرفت و همين درمان هاي شكنجه وار، دريچه اي بود كه استاركس از طريق آن از سال نود و دو به دو هزار و هفت سفر مي كرد. ساختار جالبي داشت، بد نيست شما هم اين فيلم نسبتاً پيچيده را ببينيد. البته نه بعد از Tomb Rider !!!

 

ديدي چي شد ؟! حالا من چي كار كنم  ِ‌ هفته

خبر را كه شنيدم بهت زده شدم و به قول دوست كاشاني يكي از دوست هايم « وحشتم گرفت ! » ولي بايد بر خودم مسلّط مي شدم، خودم را كنترل مي كردم و به جاي اينكه به آشفتگي ذهني اش دامن بزنم، كمكش مي كردم و دلداري اش مي دادم. سخت بود ولي شد. خيلي خيلي سخت بود... ولي بالاخره توانستم افسار افكار و احساساتم را در دست بگيرم و رامشان كنم. خوشبختانه فعلاً همه چيز دارد سيكل عادي خود را مي گذراند و اينقدر در اين چند روز اميد و اميدواري از خودم ساطع كرده ام كه تعجب خويش را هم بر انگيختم !!!

 

اگه بگم سليطه، برانداز نرم حساب ميشم  ِ هفته

همسر الهام، سخنگوي دولت و ايضاً چند جاي ديگر، اصولاً سليطه است!!!!! بد نيست نگاهي به معني سليطه بيندازيم و بعد برويم سراغ بقيه اش!

سلیطه . [ س َ طَ ] (ع ص ) زن دراززبان . (منتهی الارب )(زمخشری ) (دهار). زن هرزه چانه و زبان دراز. (آنندراج ). چیره بر شوی . (یادداشت مؤلف ). زن غوغایی و فتنه انگیز و زبان دراز و چغاز. (ناظم الاطباء) - از لغت نامه ي دهخدا

مي گفتم، خانم رجبي از آن رو سليطه هستند كه اصولاً بدجوري مقاله و كتاب مي نويسند. آن از «احمدي نژاد معجزه ي هزاره ي سوم» شان و اين هم از مقالات آتشين شان در كوبيدن انواع و اقسام مخالفين از آن تندروهايشان تا همين مير حسين موسوي. در هفته ي گذشته خانم رجبي توپيده اند به موسوي كه : چرا شما كار آن طنز نويس را سرزنش كرديد ؟! شما با اين كارتان مردم را به ديدن و خواندن مطلب او تشويق كرديد و تا عمر دارم از شما نمي گذرم و الخ .

حالا طنز نويس كه همان نيك آهنگ كوثر باشد چه كرده ؟! در يكي از مطالبش شوخي تندي با رجبي و الهام كرده! مير حسين چه كرده ؟! به نيك آهنگ تشر زده كه چرا اينطور كرده اي و رجبي چه كرده ؟! ... و الخ. همان كه گفتم، رجبي سليطه گري در مي آورد!!!

اصلاحيه در ساعت هجده و سي و يك دقيقه ي عصر جمعه : عزيزي با نام «يك آشنا» گوشزد كرده اند كه طنازي كه سليطه را به طنز كشانده، نه نيك آهنگ و ابراهيم نبوي بوده است. با سپاس فراوان از «يك آشنا» به خاطر تصحيح اين نكته! ولي كاش يك ايميلي، آدرسي، چيزي از خودت به جا مي گذاشتي يك آشناي گرامي! باز هم سپاس.

 

به باد رفت، ز ياد رفت  ِ هفته

از آهنگ «سه راه آذري» نامجو زياد خوشم نمي آمد، امّا چندي پيش كه دوباره گوشش دادم، نتوانستم قطعش كنم و مدتي همينطور مدام مي شنيدمش و هنوز هم مي شنوم. بعضي بخش هايش بيشتر از باقي بخش ها به دل مي نشيند و از همه دل نشين تر آن بخشي است كه مي خواند : « نرو نرو نرو به زير كار و بار دلبران گران / خزان شدي و سست و زرد از كران تا كران / دلت چه شد، دلت چه شد / به باد رفت، تمام ايده ها و آرزو ز ياد رفت ». اميدوارم اگر نشنيده ايد بشنويد و لذتش را ببريد.

دلت به انتظار چشمهاست عدد بده
دلت به انتظار چشمهاست
ببین جهان چگونه کرده است راست

نرو به زیر کار و بار دلبران گران
نرو نرو نرو به زیر کار و بار دلبران گران
خزان شدی و سست و زرد از کران تا کران
دلت چه شد دلت چه شد
به باد رفت تمام ایده ها و آرزو ز یاد رفت

 

اين بابا كي بوده، شما مي شناسين  ِ هفته

بعضي وقت ها بدون هيچ دليل واقعاً منطقي و خاصي جذب يك سري شخصيت هاي تاريخي مي شوم. ميروم سراغشان و درباره شان مي خوانم و مي فهمم و مي گردم كه چه كساني بوده اند. ناپلئون، هيتلر، ماري آنتوانت، ماكسيميليان روبسپير، سعيد امامي، مائو، استالين، گاندي و اخيراً هنري آ. كيسينجر جزو اين دسته اند. حال اگر شما كتاب خوبي درباره ي اين آخري سراغ داشته باشيد بسيار خوشنودم مي كنيد اگر با من نيز درباره اش سخني بگوييد.

البته كتابي با نام « Kissinger: Portrait Of A Mind » سراغ دارم، امّا با توجه به سال چاپ آن، هزار و نهصد و هفتاد و سه ، درباره ي خريد آن دو به شك هستم. اگر شمايي كه مي خواني، اطلاعاتي داري ممنون مي شوم دريغ نكني !

 

مبارك مبارك تولّدت مبارك  ِ هفته

امير عزيز، زادروزت را به تو تسليت مي گويم و اميدوارم ساليان سال بتواني اين دنياي كثيف را تاب بياوري و خستگي به خودت راه ندهي و بوي گندش مشمئزت نكند !!!

با آرزوي همه ي چيز هاي منقرض شده و در حال انقراض، از جمله دايناسورها و خوبي براي تو !!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 5:59  توسط kz  | 

Will Be Remembered

todya is HISTORY

Amon Goeth: Today is history. Today will be remembered. Years from now the young will ask with wonder about this day. Today is history and you are part of it. Six hundred years ago when elsewhere they were footing the blame for the Black Death, Casimir the Great - so called - told the Jews they could come to Krakow. They came. They trundled their belongings into the city. They settled. They took hold. They prospered in business, science, education, the arts. With nothing they came and with nothing they flourished. For six centuries there has been a Jewish Krakow. By this evening those six centuries will be a rumor. They never happened. Today is history.

آمون گوت : امروز تاريخه. امروز به خاطر خواهد موند. سالها بعد جوونا با تعجب درباره ي امروز خواهند پرسيد. امروز تاريخه و شما جزئي از اونيد. ششصد سال قبل، وقتي همه جا تقصير رو به گردن مرگ سياه مي انداختن، كازمير كبير به يهوديا گفت كه مي تونن به كراكو بيان. اونا اومدن. اون ها متعلقاتشون رو در شهر به گردش در آوردن. اونا مستقر شدن. اونا كنترل رو به دست گرفتن. اونا در تجارت، دانش، تحصيل و هنر موفق شدن. اونا با هيچي اومدن و با هيچي جلوه گر شدن. به مدت شش قرن كراكو شهري يهودي بوده. تا غروب امروز اون شش قرن شايعه خواهند بود. هرگز اتفاق نيفتاده. امروز تاريخه.

رالف فينيس لهجه ي آلماني گوت را خيلي عالي از كار در آورده! ديوانه وار اين شخصيت ديوانه ي شيطاني را دوست دارم! لحن Today is History اش را هر وقت به ياد مي آورم، باز هم وسوسه مي شوم كه بنشينم و دوباره Schindler's List را ببينم!

Today is HISTORY...

+

زمانه

اصولاً نمي توانم بي خيال « راديو زمانه » شوم! برنامه هايش به خودي خود جالب هستند، اين موسيقي هاي آخر شبش هم كه هر جور سليقه اي را تامين مي كند! ديگر چه ميتوانم بخواهم؟ گفتم كه اينجا بنويسم، تا شما هم اگر نديده ايد، ببينيد و لذت ببريد. به قولي « اگر از خواندن اين مطالب لذت مي بريد، مطالعه ي آن را به دوستانتان هم پيشنهاد دهيد.» البته پر واضح است كه منظور از خواندن، فقط خواندن نيست و بر ديدن و شنيدن و چشيدن و الخ نيز دلالت مي كند! پس سخن را كوتاه كنم كه بهتر است...

تصوير زير هم مربوط به پرونده ي ويژه ي راديو زمانه است!

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 22:40  توسط kz  | 

مطلبي كوچك ، مطلبي بزرگ !
مطلب كوچك : به لطف اين عبارت شعف آور « می‌توانید یک یا چند موضوع را انتخاب و یا هیچ موردی را انتخاب نکنید » ، زين پس درصد پست هاي « چندگانه هاي بيگانه » احتمالاً تا سطح صفر پايين خواهد آمد !

 

مطلب بزرگ :

Viva ‍Che Guevara

باقي مطلب ِ بزرگ بماند فعلاً !!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 2:3  توسط kz  | 

باز كن دكّان ...
... باز كن دكّان كه وقت عاشقي است

1-9
4-7
2-8
3-1
7-1
6-5
5-9
7-9
2-9
1-8
8-4

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 16:39  توسط kz  | 

فعلاً تعطيل ...
تعطيل ، فعلاً ...

1-9
4-7
2-8
3-1
7-1
6-5
5-9
7-9
2-9
1-8
8-4

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 4:12  توسط kz  | 

هك شديم و ...

چندي پيش هك شديم . علاوه بر اينكه كل آرشيو پريد وبلاگ نيز بالكل توسط جناب هكر حذف شد . با حذف شدن وبلاگ طبيعتاً آدرس نيز خالي شد ما هم دوباره وبلاگ جديدي روي همين آدرس اينترنتي ساختيم .

با هك شدن وبلاگ خيلي ناراحت شدم ولي حالا كه فكرش را مي كنم مي بينم كه اين كار جناب هكر سود هايي هم داشت ، يكي اش همين موضوع بندي بود كه راهي براي راه انداختنش نبود الّا در وبلاگي جديد ، بعدي اين بود كه اين هك شدن من را به فكر انداخت مطالب بهتري از لحاظ كمّي و كيفي بنويسم ، همچنين دامنه ي نوشته ها وسعت پيدا كرده كه با نيم نگاهي به موضوع ها متوجه خواهيد شد .

پ . ن : نظرتان را راجع به اين پوستر پايين بگوييد ، البته اول نام انگليسي رويش را بخوانيد ، راجع به قالب هم نظر دهيد چون تازه اوّل راه است !!!

           

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 5:44  توسط kz  |